السيد محمد حسين الطهراني

158

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

جهان را از مقابله و معارضه‌اش ناتوان و عاجز ساخته است ؛ عاجز ساختنى كه زبان فصيح و بليغ هر سخنگو و سخن‌آور خطيب چيره زبان را لال كرده است ، و تمام راههاى معارضه را بر آنان تاريك و كور نموده است ؛ بقسمى كه هيچ راهى براى معارضه باقى نمانده است ، تا كار به جائى رسيده است كه دست از معارضه با حروف و نوشتن و گفتنِ همانند آن كشيدند و از آوردن الفاظ و كلمات در يأس و نوميدى فرو رفتند ؛ و بجاى آن شمشيرهاى برّان را بر او و اصحاب او و پيروان او فرود آوردند . و از معارضه و مبارزه با زبان و مقاوله و بحث كنار رفتند و به كشتار و جنگ با نيزه و زوبين متوسّل گشتند ؛ از روى دشمنى و حسدى كه داشتند و عناد و سرسختى كه در ايشان بود . » و حقّاً اين گفتار ، سخن صحيحى است كه اين بزرگمرد جهان ادبيّت و عربيّت در شناسائى قرآن گفته است . زيرا تا امروز يك هزار و چهارصد سال از آوردن قرآن ميگذرد و اين كتاب در دست بشر است ، و دائماً فرياد برميآورد كه : همانند من بياوريد ! دشمنان اسلام بجاى آنكه به آسانى و بدون زحمت و رنج ، بروند در خانه‌هاى سرپوشيده و محفوظ ، و در دانشگاههاى آسمان خراش ، و در معبدهاى ضدّ اسلام به نام كَنيسا و كليسا بنشينند ؛ و يهوديان تَلْمود خوانده ، و نصاراى مدافع از آئين مسيحيّت همه و همه با هم جمع شوند و در درازاى مدّت صد سال و يا دويست سال و يا هزار سال يك قرآنى مانند قرآن و يا سوره‌اى مانند سورهء قرآن را بياورند ؛ اين كار آسان و سهل را نكردند و متوسّل به جنگ و كشتار و نهب و غارت مسلمين شده‌اند و ميشوند . جنگهاى دراز صليبى يك نمونه از آنست . و امروز كه در دنيا يهوديان و مسيحيان و مادّيّون شوروى اينهمه كشتار و قتل از مسلمين ميكنند ، يك نمونهء دگر است . اينها چرا راه آسان را نميپيمايند ؟ ! آن آوردن مثل قرآن است . بنابراين